پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

گر چونتو در آفاق جفار کار نباشد

انصاف ز شوخی چو تو بسیار نباشد

نزدیک من از لذت عشقش خبری نیست

آن دلشه کش یار دل آزار نباشد

ایکاش بخوابیت کشد تنک در آغوش

بخت من سرگشته چو بیدار نباشد

خواهم شب وصل تو کشم شمع بغیرت

تا سایۀ تو همکش دیوار نباشد

زان ناله کشم بر سر ایندام که ترسم

من میرم و صیاد خبردار نباشد

نی زنده هله نی بکشد نی کند آزاد

کافر بکمند تو گرفتار نباشد

گویمکه چو بر من گذری پویمت از پی

بینم چو ترا طاقت رفتار نباشد

تا بوسه بجانست بده گرم که آید

روزی که فروشی و خریدار نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶چه شدی کار من دلشده یکسر می‌شد
  2. شمارهٔ ۶۷عنبرین‌موی تو ، بر طرف جبین می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۶۸زلف جانان سحر از باد صبا در هم شد
  4. شمارهٔ ۶۹نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد
  5. شمارهٔ ۷۰نه من از تنگی دام است که در فریادم
  6. شمارهٔ ۷۱خیز تا معتکف خانۀ خمار شویم
  7. شمارهٔ ۷۲تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بود
  8. شمارهٔ ۷۳دلبر من به چهره چون زلف معنبر آورد
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.