پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

خیز تا معتکف خانۀ خمار شویم

سر به پیشش بسپاریم و سبکبار شویم

زلف ساقی به‌کف آریم و به بانگ و دف و چنگ

مست از خانه سوی کوچه و بازار شویم

دم‌به‌دم با رخ افروخته از آتش می

همچو طاووس پی جلوه و رفتار شویم

شحنه گر خرقه و دستار به یغما ببرد

گو ببر، چند خرِ خرقه و دستار شویم

چون ز زلف تو توان سبحه و زناری بست

ما چرا لاوه ، پیِ سُبحه و زنّار شویم

با نسیمی که ز کوی مه کنعان آید

زشت باشد به تنعم سوی گلزار شویم

با تو ما را خبر از خویشی و خودبینی نیست

که اناالحق زده حلاج سردار شویم

کام ما بس ز تو کز کوی تو بوئی شنویم

ما که باشیم تو را طالب دیدار شویم

سرِ آزاده و پُر شور ، شر آرد برخیز،

سر زلفی به کف آریم و گرفتار شویم

آخر از خمر جنان مست چو باید بودن

ما که مستیم از اول ز چه هشیار شویم

خستگان را ز شکر خنده دهد آب حیات

خوش طبیبی است، بیا تا همه بیمار شویم

قیمت لعل لب یار به جان شد نیر

گوهر ارزان شده،  بازآ که خریدار شویم

از پس مرگ چو خاک قدمی باید بود

به که خاک قدم شاه جهاندار شویم

شیرِ حق داورِ دین ، آنکه به مَه ناز کنیم،

با سگان سر کوی وی اگر یار شویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳دلبر من به چهره چون زلف معنبر آورد
  2. شمارهٔ ۷۴اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان دارد
  3. شمارهٔ ۷۵افسرده دلان شورت نادیده بسر دارد
  4. شمارهٔ ۷۶جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود
  5. شمارهٔ ۷۷گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانند
  6. شمارهٔ ۷۸بتان چو زلف مسلسل به تاب می‌سازند
  7. شمارهٔ ۷۹در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شود
  8. شمارهٔ ۸۰شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذرد
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.