پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود

ورنه دل رقیق تو نامهربان نبود

صد بار کشته بود ز جورم نهیب هجر

گر بوسۀ وداع مر احرز جان نبود

دیدم بخواب دوش که هم بستر منی

هر گر به بخت خفته مرا اینگمان نبود

گفتم ببوسه جان دهمت سر کشیدو گفت

در ملک حسن بوسه چنان رایگان نبود

هر صبحدم که بی تو به بستم بناقه باز

فریاد من کم از جرس کاروان نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸بتان چو زلف مسلسل به تاب می‌سازند
  2. شمارهٔ ۷۹در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شود
  3. شمارهٔ ۸۰شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذرد
  4. شمارهٔ ۸۱عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود
  5. شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کند
  6. شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
  7. شمارهٔ ۸۴انس من ایشیخ با می است و دف و عود
  8. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.