پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

بتان چو زلف مسلسل به تاب می‌سازند

به گردن قمر از مو طناب می‌سازند

چو از کنار جبین به کشند طرف کلاه

هلال یک‌شبه را آفتاب می‌سازند

صبا بگوی به مانی که نوخطان ختا

بیا به بین که چه نقش بر آب می‌سازند

به حیرتم که ز بهر چه گلگران قضا

عمارت دل ما را خراب می‌سازند

نگفتمت که مده دل به گل‌رخان نیر

که می‌برند در آتش کباب می‌سازند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذرد
  2. شمارهٔ ۸۱عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود
  3. شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کند
  4. شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
  5. شمارهٔ ۸۴انس من ایشیخ با می است و دف و عود
  6. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
  7. شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
  8. شمارهٔ ۸۷بکش ای دوست نداریم ز حکم تو گزیر
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.