پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانند

ز چه هر گوشه از او صف زده خونخوارانند

مکن ای باد پریشان سر زلفش زنهار

که به هر حلقه از اندام گرفتارانند

تو ز می مست شکر خواب چه دانی که به شهر

هر شب از نیش سر زلف تو بیدارانند

بر حذر باش که آن نافهٔ مُشکین ، ز صبا،

نشود باز که در شهر دلقکارانند

شیخ گو نخوت بیهوده به رندان مفروش

غالب آن است که وارسته گنه‌کارانند

صوفیان را شود ار منعکس این دلق ریا

همه دانند که این قوم چه سگسارانند

به ادب پای به میخانه نِه ای سالک راه

که به هر پای خُم میکده هشیارانند

نیرّ این خرقهٔ پشمینه برانداز ز دوش

رهروان حرم عشق سبکبارانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹در قیامت اگرم زلف تو زنجیر شود
  2. شمارهٔ ۸۰شانه هر دم که بر آن کاکل مشکین گذرد
  3. شمارهٔ ۸۱عمری که بی‌تو ای مه نوشاد می‌رود
  4. شمارهٔ ۸۲این خودسری که زلف تو ای دلربا کند
  5. شمارهٔ ۸۳تا سر کار تو با خانۀ خمار افتاد
  6. شمارهٔ ۸۴انس من ایشیخ با می است و دف و عود
  7. شمارهٔ ۸۵یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاه
  8. شمارهٔ ۸۶محتسب با ساغر می گر مرا سر بشکند
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.