پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد

غبار لشگرش از ترک تا بچین خیزد

ملفق است بهم نیش و انگبین چه عجب

خطی سیه گر از آنسکان انگبین خیزد

زهی خلف که دمادم ز آسمان و زمین

بمادر و پدر پاکت آفرین خیزد

نه چونتو کوکب درخشان ز آسمان تابد

نه چونتو سروسهی قامت از زمین خیزد

به گلشنِ تو ، خزان و بهار یکسان است،

چُو گل به بادِ خزان رفت ، یاسمین خیزد

زیکدو جرعه بگلزار چهره ده آبی

نظاره کن که چه گلهای آتشین خیزد

دو چشم مست دو لب مست و هرچه خواهی مست

نعوذ بالله اگر شحنه از کمین خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱خیز تا معتکف خانۀ خمار شویم
  2. شمارهٔ ۷۲تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بود
  3. شمارهٔ ۷۳دلبر من به چهره چون زلف معنبر آورد
  4. شمارهٔ ۷۴اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان دارد
  5. شمارهٔ ۷۵افسرده دلان شورت نادیده بسر دارد
  6. شمارهٔ ۷۶جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود
  7. شمارهٔ ۷۷گر نه چشمان تو در قصد گرفتارانند
  8. شمارهٔ ۷۸بتان چو زلف مسلسل به تاب می‌سازند
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.