پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

عنبرین‌موی تو ، بر طرف جبین می‌گذرد

یا ز گلزار ختا آهوی چین می‌گذرد

گر کند باز ز هم کاکل مشکین تو باد

تا قیامت به خم و حلقه و چین می‌گذرد

شد ز دل‌ها اثر تیر کمانداران را

همه بر گوش ز تیر تو طنین می‌گذرد

با سر زلف سیاه تو چه گویم که مرا

شب چنان می‌رود و روز چنین می‌گذرد

مه که بر چرخ برین می‌گذرد عادت اوست

عجب آن است که این مه به زمین می‌گذرد

زلفت آن مصحف رخسار که در بر دارد

سست عهدی‌ست که کارش به یمین می‌گذرد

دهنت داد به خط خال لب آری به ملوک

کار چون تنگ شد از تاج و نگین می‌گذرد

خویشتن گم کند از دور چو بیند لب او

دیده چون تشنه که بر ماء معین می‌گذرد

گفت زاهد که نظر بر رخ خوبان نهی است

کافرم من که صریح از سر دین می‌گذرد

چشم مخمور تو بفروخت به هیچم آری

خواجه چون مست شد ، از ملکِ ثمین می‌گذرد

گفتی آخر به دو بوسی بنوازم دل تو

به لبت کز دل من نیز همین می‌گذرد

به چه عضویت نشانم که نداند چه کند

شه چو بر صومعهٔ راه‌نشین می‌گذرد

گر طبیبانه نیایی به سر خستهٔ هجر

اگر امروز نه فردا ، به غبین می‌گذرد

با حذر باش از آن جعد معنبر نیر

مار زیباست که بر خلد برین می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد
  2. شمارهٔ ۷۰نه من از تنگی دام است که در فریادم
  3. شمارهٔ ۷۱خیز تا معتکف خانۀ خمار شویم
  4. شمارهٔ ۷۲تیشه بر پا زدی ار داغ منش در دل بود
  5. شمارهٔ ۷۳دلبر من به چهره چون زلف معنبر آورد
  6. شمارهٔ ۷۴اگر بلبل به دل داغی ز جور باغبان دارد
  7. شمارهٔ ۷۵افسرده دلان شورت نادیده بسر دارد
  8. شمارهٔ ۷۶جان در خور خدنگ تو ابرو کمان نبود
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.