فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ زد ننگ عشق کوس ملامت به نام ما
- شمارهٔ ۲ چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه را
- شمارهٔ ۳ بستی برشته سر مو پای و دست ما
- شمارهٔ ۴ بجان دوست که از درمران گدائی را
- شمارهٔ ۵ چند در بند کشم این دلِ هرجایی را
- شمارهٔ ۶ نفس بازپسین است ز هجرت جان را
- شمارهٔ ۷ در کمالت چه دهم داد سخندانی را
- شمارهٔ ۸ صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما را
- شمارهٔ ۹ کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجا
- شمارهٔ ۱۰ از حد گذشت جلوه فروهل نقاب را
- شمارهٔ ۱۱ سالها گوشه غم بود دل ریش مرا
- شمارهٔ ۱۲ مده به باد سر زلف عنبرآسا را
- شمارهٔ ۱۳ بی می نتوان برد بهسر فصل خزان را
- شمارهٔ ۱۴ در پردهٔ حُسن روی تو شد پردهدر مرا
- شمارهٔ ۱۵ جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
- شمارهٔ ۱۶ گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوست
- شمارهٔ ۱۷ چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
- شمارهٔ ۱۸ در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست
- شمارهٔ ۱۹ امروز خرمن گل و نسرین و سوسن است
- شمارهٔ ۲۰ زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
- شمارهٔ ۲۱ هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت
- شمارهٔ ۲۲ لوحش الله صنما این چه دهان است و لب است
- شمارهٔ ۲۳ گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
- شمارهٔ ۲۴ زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
- شمارهٔ ۲۵ لب عذرا که دل وامق از آن خونین است
- شمارهٔ ۲۶ چند برد زاهد انتظار قیامت
- شمارهٔ ۲۷ هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت
- شمارهٔ ۲۸ مگر قدم به ره عشق هشتن آسان است
- شمارهٔ ۲۹ همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است
- شمارهٔ ۳۰ آن نه زلفیست که پیچیده به دور ذقن است
- شمارهٔ ۳۱ نوش لب یار نیم خند است
- شمارهٔ ۳۲ ما را به در میکده دادند اقامت
- شمارهٔ ۳۳ بهای قند چه داند که در جهان چند است
- شمارهٔ ۳۴ ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
- شمارهٔ ۳۵ خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
- شمارهٔ ۳۶ کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
- شمارهٔ ۳۷ صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
- شمارهٔ ۳۸ جانا حیوه من زلب می پرست تست
- شمارهٔ ۳۹ آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
- شمارهٔ ۴۰ جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
- شمارهٔ ۴۱ تا دل من ریش و لعل و نمکین است
- شمارهٔ ۴۲ چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد
- شمارهٔ ۴۳ مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد
- شمارهٔ ۴۴ آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
- شمارهٔ ۴۵ حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آید
- شمارهٔ ۴۶ چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آید
- شمارهٔ ۴۷ سرخوشانی که شراب لب مستانه زدند
- شمارهٔ ۴۸ همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
- شمارهٔ ۴۹ دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
- شمارهٔ ۵۰ خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
- شمارهٔ ۵۱ نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
- شمارهٔ ۵۲ ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
- شمارهٔ ۵۳ رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
- شمارهٔ ۵۴ ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
- شمارهٔ ۵۵ مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
- شمارهٔ ۵۶ یاد موی توام از دیده به در مینرود
- شمارهٔ ۵۷ زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد
- شمارهٔ ۵۸ نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بود
- شمارهٔ ۵۹ خیل خیال تست که بر چشم ما رود
- شمارهٔ ۶۰ مهل آن روی که از پرده پدیدار آید
متن اشعار به نقل از گنجور.