پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

ساقی مجلس گشود زلف سمن سود

مجلسیان پر کنید دامن مقصود

حسن تو روز رخ ایاز سیه کرد

مژده بر  ای بادِ صبحگاه ، به محمود

چشمِ زلیخا ، گر این جمال ببیند،

یوسف خود را دهد بدرهم معدود

دوست چو با ماست ساز عیش تمام است

بیهده مطرب مساز زمزمۀ عود

صحبتِ خوبان ، ز شیخ و شحنه نهان بِه،

مایۀ غوغاست بانک نای و دف ورود

طرۀ مشگین بر آتش رخ گلگون

مجلس ما را بس است مجمرۀ عود

قرعۀ خال تو تا بنام من آمد

هیچ نخواهم دگر ز طالع مسعود

وصل تو از یاد برد وعدۀ فردا

قصۀ موجود به ز غصۀ مفقود

رشک بخواب آیدم که سر زده هر شب

تنک کشد در بر آندو چشم می آلود

وه که مرا آتش خلیل بسوزد

سرد شد ار بر خلیل آتش نمرود

داروی مرگم ده ایطبیب که دیگر

کار دل ناتوان گذشت ز بهبود

دیده ز خوبان بدوختیم و خطا بود

تیر نظر بر درید جوشن داود

نیرّ از این طبع آبدار گهر ریز

بر در شه کن نثار گوهر منضود

میر عرب صاحب سریر ولایت

مهر سپهر وجود و سایۀ معبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
  2. شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
  3. شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در می‌نرود
  4. شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد
  5. شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بود
  6. شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رود
  7. شمارهٔ ۶۰مهل آن روی که از پرده پدیدار آید
  8. شمارهٔ ۶۱ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آید
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.