پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد

برداشت پای نخوت و بر فرق مه نهاد

عادت نبود تیغ کشیدن به روی ماه

این رسم تازه را خم زلف سیه نهاد

گر عالمی کشد چه عجب ترک چشم او

یاسای قتل عام نه این پادشه نهاد

بر بوی خاک پای تو دل هر کجا که دید

خاک رهی است روی بر آن خاک ره نهاد

آهو چنین نگه نکند چشم تو مگر

قانون دیگری ز برای نگه نهاد

مردم هلال او به سرانگشت می‌نمود

این ماه رسم را به شب چهارده نهاد

چشمت خرابی دل ما را به خط نگفت

تا رو به کشور دل ما با سپه نهاد

طاعت بود نظاره به هر ماه تو ولیک

ابروی او برای من این را گنه نهاد

بالله که جز به مهر شهنشاه لو کشف

هر کو نهاد دل به خیال تبه نهاد

نیر هوای روضۀ رضوان ز سر بهشت

هر کس که روی بر در این بارگه نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رود
  2. شمارهٔ ۶۰مهل آن روی که از پرده پدیدار آید
  3. شمارهٔ ۶۱ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آید
  4. شمارهٔ ۶۲هر صباحم که ره از خانۀ خمار افتد
  5. شمارهٔ ۶۳از تو نتابم رخ ای نگار بمعبود
  6. شمارهٔ ۶۴گر چونتو در آفاق جفار کار نباشد
  7. شمارهٔ ۶۵جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آید
  8. شمارهٔ ۶۶چه شدی کار من دلشده یکسر می‌شد
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.