پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

مهل آن روی که از پرده پدیدار آید

ترسم از چشم بد خلق به آزار آید

دام بر چین  که دگر نیست دلی در همه شهر

که نه بر حلقۀ زلف تو گرفتار آید

ز برِ خویش مَرانم  که مگس از سرِ قند

نرود،  ور برود نیز دگربار آید

قامتت کرد قیامی و قیامت برخواست

چه شود، آه ندانم که به رفتار آید

عقد بر جبهه میفکن که طبیبان نکند

رو ترش چون به سرِ بسترِ بیمار آید

علم الله، نبرد نام سلامت به زبان

خسته‌ای را که ز در چون تو پرستار آید

ای دل غمزده خوابی که شب از نیمه گذشت؟

وقت آنست که همسایه به زنهار آید

ای طبیب از سر نیرّ به سلامت بگذر

کآتش اندر تو نگیرد چو به گفتار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲هر صباحم که ره از خانۀ خمار افتد
  2. شمارهٔ ۶۳از تو نتابم رخ ای نگار بمعبود
  3. شمارهٔ ۶۴گر چونتو در آفاق جفار کار نباشد
  4. شمارهٔ ۶۵جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آید
  5. شمارهٔ ۶۶چه شدی کار من دلشده یکسر می‌شد
  6. شمارهٔ ۶۷عنبرین‌موی تو ، بر طرف جبین می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۶۸زلف جانان سحر از باد صبا در هم شد
  8. شمارهٔ ۶۹نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.