پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

هر صباحم که ره از خانۀ خمار افتد

خم و ساقی و صراحی همه از کار افتد

یار مهمان من است امشب و دانی ساقی

که چنین وقت در این بزم چه در کار افتد

مطربا پای فرو کوب و بزن چنگ بچنگ

شیخ را گو ، ز حسد کِیک به شلوار افتد،

دامن خیمه بچینید که از وجد سماع

آسمان چرخ زند بلکه ز رفتار افتد

بس کن ایغمزۀ مستانه ز صید دل خلق

ترسمش چشم بچشم آید و بیمار افتد

پای صدق اربخرابات نهد واعظ مست

غالب آنست که می نوشد و هشیار افتد

باز کن زلف چلیپا که سحر خیز انرا

سبحه درهم گسلد ، کار به زنّار افتد،

دلشد آسیمه ز چشمت بسوی زلف که خلق

کج کند ره ، چُو یکی مست به بازار افتد

مهل آنزلف که بر دور زنخدان آید

ترسمش خم شده در چاه نگونسار افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴گر چونتو در آفاق جفار کار نباشد
  2. شمارهٔ ۶۵جز دل ما که ز یاد تو به پرواز آید
  3. شمارهٔ ۶۶چه شدی کار من دلشده یکسر می‌شد
  4. شمارهٔ ۶۷عنبرین‌موی تو ، بر طرف جبین می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۶۸زلف جانان سحر از باد صبا در هم شد
  6. شمارهٔ ۶۹نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد
  7. شمارهٔ ۷۰نه من از تنگی دام است که در فریادم
  8. شمارهٔ ۷۱خیز تا معتکف خانۀ خمار شویم
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.