پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند

شیوۀ هر نگهش کار دو صد تیر کند

دل سودازده را چاره ز زنجیر گذشت

تا دگر حلقۀ زلف تو چه تدبیر کند

پرده بردار که از شعشعۀ طلعت تو

کس برویت نتواند نظری سیر کند

آنچه شیران قوی پنجه به نخجیر نکرد

آهو وش چشمِ خطاکارِ تو ، با شیر کند

نادراز دست تو جانی بسلامت برود

حشم زلف تو زیندست که شبگیر کند

وقت آنست که طبل لمن الملک زند

چشم ات ، اینکار که در شیوهٔ تسخیر کند

دل بصد عشوه کند صید ندارد نگهش

نیرّ اینحالت طفلانه مرا پیر کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در می‌نرود
  2. شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد
  3. شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بود
  4. شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رود
  5. شمارهٔ ۶۰مهل آن روی که از پرده پدیدار آید
  6. شمارهٔ ۶۱ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آید
  7. شمارهٔ ۶۲هر صباحم که ره از خانۀ خمار افتد
  8. شمارهٔ ۶۳از تو نتابم رخ ای نگار بمعبود
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.