پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد

درِ دولت است بگذار همیشه باز باشد

اگرش ببینی ای دل گله‌های زلف او را

برِ او مگوی ترسم که سخن دراز باشد

سر و عقل و جان و دینم همه پاک بردی و غم

نخورم که عاشق آن است که پاکباز باشد

نظری به روت دارم نظری سوی رقیبت

که وصول بر حقیقت ز ره مجاز باشد

بنمای طاق ابرو و بگو به گوش زاهد

تو که قبله را ندانی خوش از این نماز باشد

دل پر شکستگان را صنما به چشم دلکش

منما که طایر من نه حریف باز باشد

غم دل سرود زلفش همه مو به مو به شانه

عجبا کسی نجستیم و که اهل راز باشد

به نیاز نذر کردم که گرم رسم به وصلت

همه از تو ناز و انکار و ز من نیاز باشد

صنما مگو که خوبان همه خون دل بر زند

بزه نبود ار یکی زین همه دلنواز باشد

هم اگر به شرع نهی است ز خون بی‌گناهان

تو بهانه حو نگارا که تو را جواز باشد

ز اسیر باز باشد که یکی به در برد جان

ز نظر فتاده صیدی که اسیر ناز باشد

به شب ار شهان ببندد در بار خویش نیر

در دولت شه ما همه شب فراز باشد

شه کشور ولایت مه منظر هدایت

که بر آن در بدایت همه را نیاز باشد

به مَنا و خیف مشعر که رخ امید از این در

نکنم به سوی دیگر همه گر حجاز باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
  2. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
  3. شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
  4. شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در می‌نرود
  5. شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد
  6. شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بود
  7. شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رود
  8. شمارهٔ ۶۰مهل آن روی که از پرده پدیدار آید
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.