پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد

لیک عهد لبش امّید که در گوشش باد

خیره‌رویی که خطا بر قلمِ صُنع گرفت

شرم از این چشم و لب و زلف و بناگوشش باد

تا سپاه خط سبزش به در آید به قصاص

لب من بر لب چون خون سیاووشش باد

گفتمش چیست میان دو لبت گفت که هیچ

ای دلم برخی ابهام لب نوشش باد

زلف و خال و خط و مژگان زده در صف بر چشم

دیده خاک ره ترکان سیه‌پوشش باد

دی ز زلفش به دل و بوسه شکستیم جناغ

یا رب این کشمکش از یاد فراموشش باد

به خموشی لبش آتش زده بر خرمن من

جان فدای اثر آتش خاموشش باد

بو که تعبیر رود روز بر بیداری بخت

شاده وصل تو در خواب هم‌آغوشش باد

نیر این نکته‌سرایی که در اوصاف تو کرد

زلف پرچین تو تشریف بر و دوشش باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
  2. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
  3. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
  4. شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
  5. شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در می‌نرود
  6. شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد
  7. شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بود
  8. شمارهٔ ۵۹خیل خیال تست که بر چشم ما رود
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.