پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد

آتش بخشک و تر ز صدای وی اوفتد

از سر ربود هوش من آنچشم پرخمار

تادیگر اتفاق افاقت کی اوفتد

آرد مذاق حکمت اشراق طبع می

عکسی اگر زروت بجام می افتد

سلطان اگر بدولت وصلت رسد بخواب

از چشمش افسر جم و تخم کی اوفتد

ترسم که جان بوصل نماند ز شوق اگر

چشمم بروی قاصد فرخ پی اوفتد

گفتم که وعدۀ تو چه شد گفت کی کجا

آری دوای درد کهن بر کی اوفتد

ترسم بهار گلشن روی تو سر شود

زینطول ناز و وعدۀ ما بردی اوفتد

ابجذ به جنون سوی لیلی مکش مرا

ایمن نیم که آتش من در حی اوفتد

نیر رو آبجو که جهان جز سراب نیست

بیحاصل است کار که بر لاشی اوفتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
  2. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
  3. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
  4. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
  5. شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
  6. شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در می‌نرود
  7. شمارهٔ ۵۷زلف به ملک حسن به سر تا کله نهاد
  8. شمارهٔ ۵۸نظرم دوش بدیدار مهی زیبا بود
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.