پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

سرخوشانی که شراب لب مستانه زدند

سنک بر جام و خم و ساغر و پیمانه زدند

خسرو حسن تو تا نرگس مستانه گشود

کوس تعطیل ببام در میخانه زدند

پرده بردار ز رخ تا همه اقرار دهند

رقم قصۀ یوسف نه بافسانه زدند

دل سودائی من سلسلۀ عقل گسیخت

از سر موی توام بند حکیمانه زدند

خرمن مشک سیه بود که میرفت بباد

بامدادان که سر زلف ترا شانه زدند

آفت شیشۀ حسن تو پریچهره مباد

کودکان اینهمه گر سنگ بدیوانه زدند

زاهد و دانۀ تسبیح و من وخال نگار

چکنم دام مرا بر سر ایندانه زدند

آشنا آیدم ایمرغ حزین نالۀ تو

مطربان طرب آئین ره بیگانه زدند

بلبلان بیخبرند از اثر آتش عشق

بس همین قرعه بنام من پروانه زدند

سر ما و قدم دوست گرابنای ملوک

تکیه بر بالش تمکین ملوکانه زدند

دلم از خطّ تبر ز بزنهار آمد

نیرا خیمۀ مابین که بویرانه زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
  2. شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
  3. شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
  4. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
  5. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
  6. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
  7. شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
  8. شمارهٔ ۵۶یاد موی توام از دیده به در می‌نرود
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.