پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آید

ز تارِ او گسلد رشته ایّ و جان بدر آید

سپر به پیش سپارد از این ستاره زمین را

گر آسمان همه با آفتاب و با قمر آید

بیا به بین که چه حال است از انتظار تو ما را

نه جان ز تن بدر آید نه قاصدی ز در آید

گر از نظر فکنَد تیرِ غمزه ام ، چه ملامت،

دگر نمانده نشانی ز من که در نظر آید

فرشته ای تو  بدین نازِ جان گداز و گر نه،

کجا تحمل کوهی ز طاقت بشر آید

هزار بار گرم بشکنی ز تیر جفا پر

چو باز تیر تو بینم مرا ز شوق پر آید

بگو بجان ز کمان بر گذشت ناوک مژگان

بیا بلب که ز جانانه پیک خوشخبر آید

نهال قدّ تو تا دیده دید یافت که آخر

چه بار میدهد این نونهال اگر ببر آید

جدا ز صورت جانان دلا ز دیده چه حاصل

اگر سرشک سر آید ، بهل که دیده برآید

سپر به پیش کشم من ز تیر ناز تو حاشا

دریغ باشد تیری چنین که بر سپر آید

کمر چگونه ندزدد ، ز بارِ هجرِ تو ، نیّر

چه طاقتی بود آنرا که کوه بر کمر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
  2. شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
  3. شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
  4. شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
  5. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
  6. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
  7. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
  8. شمارهٔ ۵۵مرغی شکسته درخور تیر ستم نبود
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.