پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آید

مگر او پرده براندازد و خود رخ بنماید

رشگم از پرتو خورشید جهانتاب برآید

که همه روز همی روی بدیوار تو ساید

همه ما را بقفا عیب کنند اهل سلامت

کس بروی تو نگوید دل مردم نرباید

وعده قتل من ایکاش بفردا نگذارد

عهد خوبان همه دانند که بس دیر نپاید

چه بود زاهد اگر ذوق حضور تو ندارد

در فردوس ملایک بهمه کس نگشاید

رخ برافروز بگو با گل سوری که ببلبل

ناز مفروش که از زشت رخان ناز نشاید

ساقی ، آبِ طرب انگیز به بیدردان دِه،

درد جامی بمن آور که مرا درد فزاید

خلفی چونتو نزاید مگر از مادر گیتی

تا از اینصورت زیبای دلاویز چه زاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷سرخوشانی که شراب لب مستانه زدند
  2. شمارهٔ ۴۸همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
  3. شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
  4. شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
  5. شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
  6. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
  7. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
  8. شمارهٔ ۵۴ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.