پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد

مست آن بود که در خانه خمار افتاد

دل چُو فانوسِ خیال ، از اثرِ شعله ی شمع،

بسکه بر دور تو گردید زرفتار افتاد

شاهد حسن تو در پرده نهان بود هنوز

که حریفان ترا پرده زاسرار افتاد

گر نه آئینه هوای تو پری در سر داشت

همچو دیوانه چرا عور ببازار افتاد

دل سودا زده تا سلسله زلف تو دید

نعره ای بر زد و دیوار به یکبار افتاد

موشکافی زمیان تو بتحقیق نرفت

در میان بحث در این مسئله ، بسیار افتاد

پرده پوشی چکنم خود زپریشانی کار

همه دانند که با زلف توام کار افتاد

بت ستائید ز دعویِّ انا الحق ، نیّر،

آن سیَه دل ، که گذارَش به سرِ دار افتاد

نفس ار دید که بر خیلِ شهان ، نعل زنند،

بغلط پای برآورد نگونسار افتاد

طبع نیر هوس نکته سرائیها داشت

دید گوش شنوا نیست ز گفتار افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آید
  2. شمارهٔ ۴۷سرخوشانی که شراب لب مستانه زدند
  3. شمارهٔ ۴۸همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
  4. شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
  5. شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
  6. شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
  7. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
  8. شمارهٔ ۵۳رنجه مباش ، ار دل ، از تو در گله باشد
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.