پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد

دلی گم کرده امیدی بر آن چاه ذقن دارد

سرآمد عمر دل در چین زلفش همچنان باقی

غریب آری بشهری گر رود دل در وطن دارد

یمین الله بر این گر تن دهد پیراهن نازش

توان گفتن که صد یوسف درون پیرهن دارد

گر از من سرگران دارد نگار گلرخم شاید

ز سوی زلف پرچین نسبتی با نسترن دارد

بناز ای کوه غم کز تیشه آهم سمر گشتی

که اینصیت و صدا را بیستون از کوهکن دارد

ندارد شهر سنگی در خور دیوانه عشقش

بطفلان گو دل شیدا سر دشت و دمن دارد

نه مرداست آنکه از دست غمت چون پیرزن نالد

که گر زخمی بدل دارد زشست تیر زن دارد

قدشرا باغبان گر نارون گفتم مرنج از من

که منتها بر این گر سرنهد بر نارون دارد

الا ای شوخ فرزانه مزن آنموی را شانه

که صد زنجیر دیوانه بهرچین و شکن دارد

دلا بکر سخن در گور کن کاینچارگان مادر

زنو زادن سترون گشت و هفت آباء عنن دارد

چو ققنس سوزد ار بر خود عجب نبود بسی نیر

وزین الحان گوناگون که در دل طبع من دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آید
  2. شمارهٔ ۴۶چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آید
  3. شمارهٔ ۴۷سرخوشانی که شراب لب مستانه زدند
  4. شمارهٔ ۴۸همچو نی وصل تو هر دم که مرا یاد آید
  5. شمارهٔ ۴۹دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
  6. شمارهٔ ۵۰خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
  7. شمارهٔ ۵۱نسزد چنین جمالی به حجاب ناز باشد
  8. شمارهٔ ۵۲ساقی مجلس گشود زلف سمن سود
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.