پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

نوش لب یار نیم خند است

دوشان دلان بهار قند است

عاشق چکند که دل نبازد

کان کودک شوخ دلپسند است

بی خود زقفای تو نپویم

یک گردن و صد هزار بند است

جانهای بلب رسیده داند

در کشور حسن بوسه چند است

کوتاه کنم حدیث زلفت

تا چشم همیرود کمند است

تیری و دو صد شانه در پیش

نازی و دو صد نیازمند است

آهسته رو ای شه سواران

صد قافله دل پی سمند است

سروار بتو سر فرو نیارد

پیداست که قامتش بلند است

سیلاب ز سرگذشت و نه نشست

آتش که بجان مستمند است

دردا که طبیب را خبر نیست

زنیدرد که بر تن نژند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند است
  2. شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
  3. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
  4. شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
  5. شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
  6. شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تست
  7. شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
  8. شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.