پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

خبر ما که برد باز بدان لعبت مست

کاندران حقه که سرّیکه نهفتیم شکست

که بمژگان سپرد غمزه و گهگاه بزلف

سر سربسته ما بین که رود دست بدست

قاتلم زحمت یک تیرنگه بیش نداد

ترک بیمار کمانکش نگر و قوت شست

ساقیا پر شده پیمانه ام از درد خمار

باده گر صاف و اگر در دیده هرچه که هست

شربتی گر زلب لعل تو نوشم تا حشر

مدعی باشم اگر شهد شناسم زکبست

دگر ای ترک کماندار مرنجان بازو

که نمانده است بجان تیر ترا جای نشست

چشم او کشتن عشاق بفردا نگذاشت

فکر فردا نکند مغبچه باده پرست

ناز چشم تو برم کز دل من جست نشان

هر خدنگ مژه گر زجله ابروی تو جست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
  2. شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تست
  3. شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
  4. شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
  5. شمارهٔ ۴۱تا دل من ریش و لعل و نمکین است
  6. شمارهٔ ۴۲چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد
  7. شمارهٔ ۴۳مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد
  8. شمارهٔ ۴۴آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.