پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت

زلف بگشا که دگر کار دل از کار گذشت

ایصبا با مه ما گوی که بیمار غمت

بی تو بیزار شد از زندگی زار گذشت

در دلم بود که اظهار کنم حالت عشق

دید در آئینه و کارز اظهار گذشت

باغبانا دگرم جانب گلزار مخوان

آن تنعم که تو دیدی همه با یار گذشت

بخدنگم زد و بگذشت چه فریاد کشم

بر من اینجور و تغافل نه همین بار گذشت

دوش روزم بگذشت از نظر ، آن زلفِ سیاه،

چه دهم شرح که بر من چه شب تار گذشت

ماجرا بین تو که دزدید دل آنخال سیاه

روز روشن زمن و کار بانکار گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
  2. شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
  3. شمارهٔ ۴۱تا دل من ریش و لعل و نمکین است
  4. شمارهٔ ۴۲چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد
  5. شمارهٔ ۴۳مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد
  6. شمارهٔ ۴۴آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
  7. شمارهٔ ۴۵حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آید
  8. شمارهٔ ۴۶چه بود با سر زلف تو کار جان بسر آید
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.