پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست

کدام لطف و ملاحت که در عجین تو نیست

از این درخت رطب در به روی خلق مبند

که کس به شهر نبینم که خوشه چین تو نیست

نه من به شهد لبت چون مگس حریصم و بس

که را که پای تعلق در انگبین تو نیست

تو به که در همه عالم قرین کس نشوی

که در جهان نکوئی کسی قرین تو نیست

نسب به یوسف مصری بری مگر به نژاد

که دل نمانده در این شهر کاو رهین تو نیست

شکست عهد تو و من خوشم بحمد الله

که روسیاهیم از زلف عنبرین تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تست
  2. شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
  3. شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
  4. شمارهٔ ۴۱تا دل من ریش و لعل و نمکین است
  5. شمارهٔ ۴۲چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد
  6. شمارهٔ ۴۳مگو جان بی سبب بر گردن از مویت رسن دارد
  7. شمارهٔ ۴۴آن نه مست است که می خورد و ببازار افتاد
  8. شمارهٔ ۴۵حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آید
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.