پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

آن نه زلفی‌ست که پیچیده به دور ذقن است

چنبر لاله و نسرین و گل و یاسمن است

آن نه چشم است و نه ابرو و نه مژگان دراز

آفت جان و بلای سر و آزار تن است

به سر زلف تو سوگند که پیمان تو من

نشکنم گرچه سر زلف تو پیمان‌شکن است

دوش گفتا دهمت بوسه چو آید خط سبز

ای دریغا که سر وعده شب مرگ من است

به جز از عهد وفایی که ندارد به دوام

اندر این لب نتوان گفت که جای سخن است

یارب این قصه که با شاه بگوید که به شهر

هست شوخی که سراپا همه سحر است و فن است

فتنهٔ کاشغر آشوب ختا شور تتار

شوخ چین آفت کشمیر و بلای ختن است

گویی آن غبغب دلجوی به بالای سهی

کوی سیبی است که آویخته بر نارون است

دل ز زلفت به تغافل نشکیبد که غریب

رو به هر سو که کند باز دلش در وطن است

چه کنم گر نکنم چاک گریبان فراق

شب تنهایی‌ام آزادگی از پیرهن است

دل ز بدعهدی این تازه جوانان بگرفت

بعد از اینم هوس صحبت پیری کهن است

دامن از صحبت نیر مکش ای خسرو حسن

سبب شهرت شیرین به جهان کوهکن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامت
  2. شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند است
  3. شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
  4. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
  5. شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
  6. شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
  7. شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تست
  8. شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.