پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است

من تعنت نکنم هرچه تو باری شکر است

دی برویم نظری کرد و دوایم فرمود

می ندانست که بیماری من از نظر است

گل بصد ناز شکفته است تو در خواب هنوز

خیز ای بلبل شوریده که وقت سحر است

خواهم از بخت که با من همه بیداد کنی

تا نه بندد بتو کس مهر که بیدادگر است

شمع را با پر پروانه سر و کار نبود

گنهه از آتش سوداست که در زیر پر است

بست در بر رخم اغیار بخندد سهل است

گر بزخمم نمکی هست ز جای دگر است

گر بدی گفت رقیبی تو به نیکی بگذر

می نه بینی که بدو نیک جهان در گذر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱نوش لب یار نیم خند است
  2. شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامت
  3. شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند است
  4. شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
  5. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
  6. شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
  7. شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
  8. شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.