پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

مگر قدم به ره عشق هشتن آسان است

سر سران جهان ریگ این بیابان است

تمتعی که بود تشنه زار آب فرات

مرا ز خنجر قاتل هزار چندان است

در بهشت گشودند یا کلاله تو

که هر طرف نگری سر‌به‌سر گلستان است

طبیب درد مرا تازه کن ز قوت عشق

گرت به ضعف دل خسته میل درمان است

هزار بار گرم بشکنی قنینه دل

من آنکه با تو نخواهم شکست پیمان است

صبا به طرهٔ جانان ز من نهفته بگو

تو جمع باش که احوال دل پریشان است

به حسرت تو به پایان رسید عمر دراز

هنوز بادیه هجر را نه پایان است

حدیث سایه ابر است و خوب روز هجیر

تمتعی که مرا از وصال جانان است

مرا که دیده به زلف و رخ تو نیست چه سود

که کوه و دشت سراسر گل است و ریحان است

خیال چشم تو گر مستی آورد چه عجب

که هرچه سحر بگویند از او در امکان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰آن نه زلفی‌ست که پیچیده به دور ذقن است
  2. شمارهٔ ۳۱نوش لب یار نیم خند است
  3. شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامت
  4. شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند است
  5. شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
  6. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
  7. شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
  8. شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.