پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

بهای قند چه داند که در جهان چند است

کسی که همدم آن پسته شکر خند است

بیا که جای تو خالی است در حوالی چشم

اگر بگریه من خاطر تو خورسند است

زمن بدلبر پرخاشجو که گوید باز

بیا که دل بعتاب تو آرزومند است

دل اربنوش دهانت طمع برد چه عجب

که بنده را همه جا چشم بر خداوند است

اگر نه باورت آید قسم بان سر زلف

که نقض عهد ارادت نه شرط و گنداست

روان مریم اگر غیرت آورد چه عجب

بر آنعقیله که حوّای چونتو فرزند است

اگر بفصل خزان میل بوستان داری

بیا که دامن مابی رخت گل آکنداست

فدای عشق که درهم شکست شیشه ما

شکستنی که به از صد هزار پیوند است

خمید قامتم از بار التیام رقیب

نگفت کاین تن گاهی نه کوه الوند است

مرا بحسن وفا و ترا بخوی جفا

بر آن نیم که بدور زمانه مانند است

دلا بیا که بخوان لب نگار امروز

صلای پسته و بادام و شکر و قند است

ضرورتست که در دام جان دهد نیّر

چنین که حلقه موی تو بند در بند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
  2. شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
  3. شمارهٔ ۳۷صنما زخم دل از چاره اغیار گذشت
  4. شمارهٔ ۳۸جانا حیوه من زلب می پرست تست
  5. شمارهٔ ۳۹آنرا که بپای تو سهی سرو سری نیست
  6. شمارهٔ ۴۰جنبش کبک بزیبائی رفتار تو نیست
  7. شمارهٔ ۴۱تا دل من ریش و لعل و نمکین است
  8. شمارهٔ ۴۲چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.