پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت

که به ذوق دل ببوسم ز دهان دلفریبت

من اگر گنه ندارم تو بهانه گیر بر من

صنما که انس دارم به عتاب بی حسیبت

دل ساده لوح ما را به کمند مو چه حاجت

که به عشوه ای چو طفلان بخورد فریب سیبت

تو صنم گذشته ای  زان به کمال لطف و خوبی

که دهد مشاطه زینت به نگار رنگ و زیبت

نه همین رقیب گفتت که به مدعی دهی دل

تو که خود به ما نسازی چه شکایت از رقیبت

گنه از ادیب باشد که وفا نداد یادت

خود از این حدیث ما را گله هاست با ادیبت

تو برفتی و برآنم که ز جان وداع جویم

به چه کارم آید آن جان که نرفت در رکیبت

ز خیال خویش باری دل من به خواب خوش کن

چو امید نیست دیگر که ببینم عنقریبت

نه به خویش واگذارد دل ناشکیب ما را

نه به لابه نرم گردد دل سخت پر شکیبت

عجب است اگر نبازی دل خود به خویش جانا

چو در آبگینه بینی به شمایل عجیبت

تو به روز و شب بر آنی که به خویشتن ببالی

گل من تو را چه پروا که بسوخت عندلیبت

سر خویش دار نیّر چو به کوی او نهی پا

که غرور بر نیارد ز فراز بر نشیبت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است
  2. شمارهٔ ۳۰آن نه زلفی‌ست که پیچیده به دور ذقن است
  3. شمارهٔ ۳۱نوش لب یار نیم خند است
  4. شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامت
  5. شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند است
  6. شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
  7. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
  8. شمارهٔ ۳۶کدام آیت رحمت که در جبین تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.