پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

چند برد زاهد انتظار قیامت

گو ز قیامت گذشت جلوه قامت

دل زقیامت براستی نتوان کند

گو بسر ما رود هزار قیامت

بست نگاه تو چشم عارف و عامی

سحر بتابید بر فنون کرامت

دل چه سلامت بدور چشم تو بیند

ایخم ابرو سر تو باد سلامت

خون بود آیت ز زخم ماهی دریا

سرخی چشمت بخون ماست علامت

آهوی وحشی است دل ز دیده میفکن

صید چو رفت از نظر چه سود ندامت

سرو قدی راست کرد تا بخرامد

پیش تو در گل فکند رحل اقامت

تیر نگاهی اگر ز چشم تو گم شد

خون نشد ایشوخ جان ببر بغرامت

عشق و ملامت کشی دو یار قدیمند

لطف مبر از من ایخدنگ ملامت

پای نگارین مکش ز دیده نیر

کز همه بیمهریست و از تو کرامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸مگر قدم به ره عشق هشتن آسان است
  2. شمارهٔ ۲۹همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است
  3. شمارهٔ ۳۰آن نه زلفی‌ست که پیچیده به دور ذقن است
  4. شمارهٔ ۳۱نوش لب یار نیم خند است
  5. شمارهٔ ۳۲ما را به در میکده دادند اقامت
  6. شمارهٔ ۳۳بهای قند چه داند که در جهان چند است
  7. شمارهٔ ۳۴ز غمت خون دلی نیست که در جامم نیست
  8. شمارهٔ ۳۵خبر ما که برد باز بدان لعبت مست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.