پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶

نفس بازپسین است ز هجرت جان را

مژده ای بخت که شد عمر به سر هجران را

طاقت باج غمش در دل ویرانه نماند

باز هشتم به وی این دهکده ویران را

محترم دار غم ای دل که خداوند کرم

گرچه کافر بود اکرام کند مهمان را

تندم از سر گذرد غافل و من غرق نگاه

نیست از تلوسه غرقه خبر طوفان را

دل شد از معتکف گوشه ابرو چه عجب

کنج محراب بود بی‌سر و بی‌سامان را

به نوک تیمار غباری کند از زلف تو چشم

دم به دم تر کند از اشک پَرِ مژگان را

به خدنگم چو زنی سخت بکش بال کمان

ترسم آن سو گذرد پَر ز هدف پیکان را

دست بر گردن جانان من و خلقی نگران

کو ندیدند مگر هیچ به بر چوگان را

کوس تسلیم فرو کوب که ویران افتد

نیر آن ملک که گردن ننهد سلطان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما را
  2. شمارهٔ ۹کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجا
  3. شمارهٔ ۱۰از حد گذشت جلوه فروهل نقاب را
  4. شمارهٔ ۱۱سال‌ها گوشه غم بود دل ریش مرا
  5. شمارهٔ ۱۲مده به باد سر زلف عنبر‌آسا را
  6. شمارهٔ ۱۳بی می نتوان برد به‌سر فصل خزان را
  7. شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پرده‌در مرا
  8. شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.