پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

بی می نتوان برد به‌سر فصل خزان را

ساقی بده آن جام پر از خون رزان را

ترسم که کند فاش دگر راز نهان را

از دیده که می‌ریزدم این اشک روان را

از پیر و جوان برده دل آن ترک جفاجو

تا عیب نگیرد پدر پیر جوان را

گر باد خزان خون رزان ریخت به گلزار

بر خون رزان ده ثمن برگ خزان را

بگرفت دل از صحبت زُهاد سبک‌مغز

یاران به من آید مر آن رطل گران را

صحن چمن از چیست زر اندوه وگرنه

خاصیت اکسیر بود باد وزان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
  2. شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوست
  3. شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
  4. شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست
  5. شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن است
  6. شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
  7. شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت
  8. شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب است
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.