پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب

شبی کاو را ز پی صبحی نباشد آن شب است امشب

ببین بر چنبر کاکل رخ آن ماه سنگین‌دل

مبند ای ساربان محمل قمر در عقرب است امشب

جرس در ناله و صبح وداع و جسم و جان در پی

مخسب ای دل که وقت ذکر یارب یارب است امشب

خدا را آسمان لختی عنان صبح در هم کش

که پنهان با لبش دل را هزاران مطلب است امشب

به هنگام رحیل آهسته‌تر ران ناقه را جانا

که پای رفتنم لرزان ز تیمار تب است امشب

ز هجر وصل او امشب میان گریه می‌خندم

که دستی بر دل و دستی به سیبِ غبغب است امشب

تو هم افتان و خیزان به که پویی از قضای دین

چو جان پا در رکاب و دل روان با مرکب است امشب

دلا این تیرِ آه از سینه سر بر کن ، که نیّر را،

سخن‌ها با سپهر و جنگ‌ها با کوکب است امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
  2. شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست
  3. شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن است
  4. شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
  5. شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت
  6. شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب است
  7. شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
  8. شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.