پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است

باحذر باش که از مست کسی طرف نبسته‌ست

کس چه سان از تو برد جان که زدنباله حشمت

حشم ناز و فنون تا نگری دست بدست است

کام من از تو همین بس که بپای تو نهم سر

که مرا پایه ز اندازه بالای تو پست است

نیست از پیچش موی تو مرا روی رهائی

کاین بلائی است ، که پابندِ من از روزِ الست است

پاس خوددار که در عهد تو هر خون که بریزد

مردم از چشم تو بیند که خطا شیوه مست است

اینهمه حلقه و چین و گره و بند چه حاجت

هرچه خواهی بکن ایزلف کست دست نبسته است

همه شب می نبرد خواب زاندیشه جهانرا

کآخر اینفتنه که برخواست کیش رأی نشست است

لَوحَش الله ، که نگاهِ کژَت از گوشهء ابرو،

راست چون تیر کماندار رها کرده و شست است

نیر آخر کشدم غیرت آنخال که دانم

خفته در کنج لبش چون مگس قندپرست است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب است
  2. شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
  3. شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
  4. شمارهٔ ۲۵لب عذرا که دل وامق از آن خونین است
  5. شمارهٔ ۲۶چند برد زاهد انتظار قیامت
  6. شمارهٔ ۲۷هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت
  7. شمارهٔ ۲۸مگر قدم به ره عشق هشتن آسان است
  8. شمارهٔ ۲۹همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.