پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت

جز دو چشمت که دل از وی نتوان باز گرفت

ز شبیخون سر زلف به هم نازده چشم

سر راهم سپه غمزه غماز گرفت

مشکن ای دوست دلم را که دگر ناید باز

مرغ وحشی جو ز دامی ره پرواز گرفت

چشم الفت دگر ای هوش مدار از سر من

خوابگاهی که تو دیدی حشم ناز گرفت

لب لعلت ز خط سبز جهان کرد سیاه

ماتم غمزدگان نیک به اعزاز گرفت

جادوانت همه گر سجده برد پیش سزاست

که فسون نگهت پایه اعجاز گرفت

دل غم عشق به صد پرده نهان داشت ز خلق

زلف او باز شد و پرده ز هر راز گرفت

واعظ ار غیب نظربازی ما کرد چه باک

نیّرا گوش نباید به هر آواز گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
  2. شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
  3. شمارهٔ ۲۵لب عذرا که دل وامق از آن خونین است
  4. شمارهٔ ۲۶چند برد زاهد انتظار قیامت
  5. شمارهٔ ۲۷هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت
  6. شمارهٔ ۲۸مگر قدم به ره عشق هشتن آسان است
  7. شمارهٔ ۲۹همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر است
  8. شمارهٔ ۳۰آن نه زلفی‌ست که پیچیده به دور ذقن است
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.