پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست

خصمی که دل به صلح دهد جای جنگ نیست

طفلان به های‌هوی کشندم به سوی دشت

کاندر خور جنون تو در شهر سنگ نیست

پیک پیام دوست به در حلقه می‌زند

ای جان به در شتاب که جای درنگ نیست

آیین قهر و مهر ز مستان او مپرس

در کام ما تفاوت شهد و شرنگ نیست

گر دل زبون‌ِ چشم تو گردید صعوه را

دل باختن ز جلوهٔ شهباز ننگ نیست

خواهد چه رنگ دیگرم این عشق‌ِ پر‌فسون‌؟

بالاتر از سیاهی موی تو رنگ نیست

در عمر قانعم ز دهانت به بوسه‌ای

رحمی‌، که عیش کس چو من ای خواجه تنگ نیست

تن دِه دلا به مرگ‌، که زلف و رخ و دهن

کمتر ز بحر قلزم و کام نهنگ نیست

گو نام خود ز دفتر اهل نظر بشوی

آن‌را‌که چشم بر صنمی شوخ و شنگ نیست

نیر مباش غره که صوفی به غار شد

هر خفتهٔ نهفته به کوهی‌، پلنگ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
  2. شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت
  3. شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب است
  4. شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
  5. شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
  6. شمارهٔ ۲۵لب عذرا که دل وامق از آن خونین است
  7. شمارهٔ ۲۶چند برد زاهد انتظار قیامت
  8. شمارهٔ ۲۷هوسم کشد نگارا ز حلاوت عتیبت
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.