پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست

عمر پیری کهن ای تازه جوان این همه نیست

دل ما و هدف نیر نگاهت هیهات

اعتبار منِ بی‌نام و نشان این همه نیست

مگرم از در لطفی اگر آید ساقی

که سبک‌روحی این رضل گران این همه نیست

باز ماندی ز ره شهوت نفس ای زاهد

ذوق هم‌خوابگی حور جنان این همه نیست

چند پویی چو سکندر ز پی آب بقا

ترک ظلمات جهان کن که جهان این همه نیست

بالش خشت و کلاه نمد فقر کجاست

لذت تخت جم و تاج کیان این همه نیست

خیمهٔ ما به سر ذروهٔ لاهوت زنید

وسعت دایرهٔ کون مکان این همه نیست

دم به دم ریزد اگر شهد روان زآن لب نوش

چه عجب حوصلهٔ تنگ دهان این همه نیست

پنجهٔ ساعد سیمین تو آزرده مباد

ورنه در دل اثر تیر و کمان این همه نیست

حشم غمره به اندازه به تاراج فرست

فحت کشور غارت‌زدگان این همه نیست

نیرا هلهلهٔ پیرزنان می‌کشدم

باکم از کشمکش تیر زنان این همه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن است
  2. شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
  3. شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت
  4. شمارهٔ ۲۲لوحش الله صنما این چه دهان است و لب است
  5. شمارهٔ ۲۳گر باده کشانرا طرب از باده ناب است
  6. شمارهٔ ۲۴زلف سرکش بین که پروای پریشانیش نیست
  7. شمارهٔ ۲۵لب عذرا که دل وامق از آن خونین است
  8. شمارهٔ ۲۶چند برد زاهد انتظار قیامت
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.