پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

مده به باد سر زلف عنبر‌آسا را

روا مدار پریشانی دل ما را

ببند دیده چو مجنون ز هرچه جز رخ دوست

اگر مطالعه خواهی جمال لیلی را

چه جای ضعف من ناتوان که قوّت عشق

ز آسمان به زمین آورد مسیحا را

گذشت وعده وصل ای صبا ببین به‌خدا

که برکشید به دام آن غزال رعنا را

بتی که سر نشناسد ز پا‌، کجا داند

چه حالت است اسیران بی‌سر و پا را‌؟

نظر خطا‌ست به دیوار مهوشان‌، کاین قوم

به سحر غمزه ببندند چشم بینا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پرده‌در مرا
  2. شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
  3. شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوست
  4. شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
  5. شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست
  6. شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن است
  7. شمارهٔ ۲۰زینهار ایدل از آن غمزه که شمشیر بدست است
  8. شمارهٔ ۲۱هر شکاری شود از چنگل شهباز گرفت
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.