پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸

صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما را

که قمار عشق از این غم همه داد گشت ما را

بفدای شورت ایعشق نه چنان ببر زهوشم

که بدفتر جنون هم نتوان نوشت ما را

دو هزار سنگ طفلان خورم هنوز سبزم

زفرح که پیر دهقان بره تو کشت ما را

زنظر تو شاه خوبان مفکن بهل نگارا

که مصوّران کج بین بکشند زشت ما را

نیم ار گل بهاری که بگلشنم بکاری

بگذار جای خاری بکنار کشت ما را

کشم آنخدنگ مژگان بدل و خوشست وقتم

که زغفلت آنکمانش زنظر نهشت ما را

نی من بخاک غم کن چوکشی زسنگ جورم

که سروش پاک طینت زغمت سرشت ما را

زخدا یگان محشر بود ار قبول نیر

تو بهل کشد بدوزخ ملک از بهشت ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰از حد گذشت جلوه فروهل نقاب را
  2. شمارهٔ ۱۱سال‌ها گوشه غم بود دل ریش مرا
  3. شمارهٔ ۱۲مده به باد سر زلف عنبر‌آسا را
  4. شمارهٔ ۱۳بی می نتوان برد به‌سر فصل خزان را
  5. شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پرده‌در مرا
  6. شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
  7. شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوست
  8. شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.