پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹

کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجا

روید از خاک مگر خنجر بیداد آنجا

زلفت ار گرد برانگیخت زشهری چه عجب

خاک یکسلسله دل آمده بر باد آنجا

بهوای گل رویت چمنی باز نماند

که نیامد دل شوریده بفریاد آنجا

چه فتاده است در آنکوی که نگذشت بر او

باری از قافله دل که نیفتاد آنجا

خوشمقامیست فرح بخش خرابات مغان

بود از مغبچه کان تا ابدآباد آنجا

گر بصحرای جنون بگذری ای باد صبا

می بیار از دل زنجیری ما باد آنجا

نیرا بادیه عشق عجب دامگهی است

که رود سر زده صید از پی صیاد آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱سال‌ها گوشه غم بود دل ریش مرا
  2. شمارهٔ ۱۲مده به باد سر زلف عنبر‌آسا را
  3. شمارهٔ ۱۳بی می نتوان برد به‌سر فصل خزان را
  4. شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پرده‌در مرا
  5. شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
  6. شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوست
  7. شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
  8. شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.