پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

از حد گذشت جلوه فروهل نقاب را

زین تیره روز تر مپسند آفتاب را

معذورمی ایصنم همه گر تندی است وجور

مستی و از خطا نشناسی صواب را

میگفت دل چو میزدمش بوسه بر دهان

باید کشید تلخی این شکر اب را

تا شست چشم مست تو تیر و کمان گرفت

از چشم فتنه برد تمنای خواب را

گفتم میانه دولت چیست گفت هیچ

ای من ببوسم آن لب شیرین جواب را

بردی چو هوش من ز سر ایدوست دستگیر

دانی که اختیار نباشد خراب را

هرگز درم درآید و پندارمش که اوست

چون تشنه ای که آب شمارد سراب را

رشگ آیدم که افتد از او سایه بر زمین

ای آسمان دریچه به بند آفتاب را

زاهد ز ذوق حور برقص است و در نماز

دیگر مگو که عشق نباشد دواب را

نیر شکیب از او بتغافل توان نمود

از یاد تشنه گر بتوان برد آب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲مده به باد سر زلف عنبر‌آسا را
  2. شمارهٔ ۱۳بی می نتوان برد به‌سر فصل خزان را
  3. شمارهٔ ۱۴در پردهٔ حُسن روی تو شد پرده‌در مرا
  4. شمارهٔ ۱۵جدا از چشمِ او ، تن در تب و جان بر لب است امشب
  5. شمارهٔ ۱۶گیرم اندر دل پر درد هزاران غم از اوست
  6. شمارهٔ ۱۷چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیست
  7. شمارهٔ ۱۸در کار عشق حاجت تیغ و خدنگ نیست
  8. شمارهٔ ۱۹امروز خرمن گل و نسرین و سوسن است
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.