پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱

زد ننگ عشق کوس ملامت به نام ما

ای پیک غم ببر به سلامت سلام ما

ساقی غم و جهان خم و دل جام و باده خون

جم را خبر دهید ز بزم مدام ما

چون دور چشم یار به کام است باک نیست

گو دور روزگار نباشد به کام ما

رنگ ریا نبرد ز سجاده آب نیل

کو آتشی که پخته کند زهد خام ما

دل را نظر بر وزن چشم است روز و شب

تا بو که سایه ز تو افتد به بام ما

ساقی چو دور باده‌گساری به ما رسد

خون کن به جای باده گلگون به جام ما

منت خدای را که به تلقین پیر عشق

شد خانقاه گوشه ابرو مقام ما

صبحی اگر به بوی وصالت به شام رفت

مشکل دگر به صبح رود بی‌تو شام ما

عمری‌ست سر به پای جوانان نهاده‌ایم

ای پیر عشق نیک بدار احترام ما

پر شد ز خیل ناله و آهم فضای چرخ

نیر کشید سر به فلک احتشام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳بستی برشته سر مو پای و دست ما
  2. شمارهٔ ۴بجان دوست که از درمران گدائی را
  3. شمارهٔ ۵چند در بند کشم این دلِ هرجایی را
  4. شمارهٔ ۶نفس بازپسین است ز هجرت جان را
  5. شمارهٔ ۷در کمالت چه دهم داد سخندانی را
  6. شمارهٔ ۸صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما را
  7. شمارهٔ ۹کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجا
  8. شمارهٔ ۱۰از حد گذشت جلوه فروهل نقاب را
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.