پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲

چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه را

کو داوری که داد رسد دادخواه را

گفتم مرا تحمل ناز تو نیست گفت

عشق احتمال کوه دهد پرّ کاه را

بیحاصل است جلوه خوبان بعهد تو

نادر در آفتاب توان دید ماه را

آنشوخ دیده بین که زنهر شکار دل

دزدد چه سان بخود زتغافل نگاه را

الله چه فتنه تو که اندر هوای تو

صلح است اهل میگده و خانقاه را

حسنت فکنده پرده زر از درون من

آری قیاس از آینه گیرند آه را

من وحشی رمیده و نرهن زچارسو

آنچشم و زلف و عارض خط بسته راه را

آنسبزه بین که سنبل رویش زسرکشی

بر باد داده خرمن مشک سیاه را

تا کی سپهر جلوه دهد مهر و ماه خویش

برکش زطرف گوشه ابرو کلاه را

نیر زدرس عشق مجازی دلم گرفت

بگشای لب ثنای شه دین پناه را

آن سرور یگانه غایب که ذات او

جام جهان نماست صفات اله را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴بجان دوست که از درمران گدائی را
  2. شمارهٔ ۵چند در بند کشم این دلِ هرجایی را
  3. شمارهٔ ۶نفس بازپسین است ز هجرت جان را
  4. شمارهٔ ۷در کمالت چه دهم داد سخندانی را
  5. شمارهٔ ۸صنما نه میل مسجد نه سر کنشت ما را
  6. شمارهٔ ۹کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجا
  7. شمارهٔ ۱۰از حد گذشت جلوه فروهل نقاب را
  8. شمارهٔ ۱۱سال‌ها گوشه غم بود دل ریش مرا
همه‌ی غزلیات ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.