پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

مسمطات

۷۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ شد مدتی که بخت نسازد مدد مرا
  2. شمارهٔ ۲ صدف گوهر اسرار نهان گوش من است
  3. شمارهٔ ۳ با حریفان می روی در باغ مسکن می کنی
  4. شمارهٔ ۴ بر سر کوی تو ای شوخ عسس بسیار است
  5. شمارهٔ ۵ می نشینی روز و شب با مردم غافل چرا
  6. شمارهٔ ۶ روزه محمل بست و دارم آه و افغان چون جرس
  7. شمارهٔ ۷ دلا ز بزم حریفان چو غنچه پنهان باش
  8. شمارهٔ ۸ تا مرا گوشه نشین کرد غم تنهایی
  9. شمارهٔ ۹ مدتی بود ما را با تو دلگشائی هاست
  10. شمارهٔ ۱۰ می وصل دادم از کف غم دردسر گرفتم
  11. شمارهٔ ۱۱ فراق دوستان چون لاله داغم بر جگر دارد
  12. شمارهٔ ۱۲ صبا را بر سر کویت توانایی چه می باشد
  13. شمارهٔ ۱۳ رفت آن شوخ از نظر بر روی افگنده نقاب
  14. شمارهٔ ۱۴ دارم بتی که دارد از لب شراب بی غش
  15. شمارهٔ ۱۵ رخ چو برگ گل و قد دلربا داری
  16. شمارهٔ ۱۶ مرا در انتظارت خانه دل روشن است امشب
  17. شمارهٔ ۱۷ تا لب لعل تو را شد آشنایی با شراب
  18. شمارهٔ ۱۸ ای مه من خانه زین جلوه گاه خود مکن
  19. شمارهٔ ۱۹ بستم از غیر چو یوسف دل هر جایی را
  20. شمارهٔ ۲۰ به دل تا در سخن آورده بودم لعل نابش را
  21. شمارهٔ ۲۱ اگر چو غنچه کف زر نگار داشتمی
  22. شمارهٔ ۲۲ عقل و هوش زلفت را دسترس نمی داند
  23. شمارهٔ ۲۳ تا سبزه به گلزار جمال تو دمیده
  24. شمارهٔ ۲۴ غم مرا چون عود شبها جای در مجمر دهد
  25. شمارهٔ ۲۵ شوخ من بی پرده در بازارها جولان مکن
  26. شمارهٔ ۲۶ اشک حسرت تا کی ای گل در کنارم می کنی
  27. شمارهٔ ۲۷ یوسف من پیرهن چاک از زلیخای کیئی
  28. شمارهٔ ۲۸ ز خون بیگناهان قد شمشیرت دو تا باشد
  29. شمارهٔ ۲۹ رفتم شبی به کویش با قامت خمیده
  30. شمارهٔ ۳۰ ای گل امروز تو هم‌بزم حریفان شده‌ای
  31. شمارهٔ ۳۱ در تضمین از اشعار صائب چو غنچه تا به تبسم کشاده‌ای لب‌ها
  32. شمارهٔ ۳۲ تا به می خوردن به گلشن آن گل رعنا نشست
  33. شمارهٔ ۳۳ فگندی بر جگر آتش چو من بی خان و مانی را
  34. شمارهٔ ۳۴ داد ضیا به عالمی پرده ز رخ کشادنش
  35. شمارهٔ ۳۵ تندخویی آمد و چون لاله داغم کرد و رفت
  36. شمارهٔ ۳۶ هستم از جان بنده رخساره آن پادشاه
  37. شمارهٔ ۳۷ از شوق تو افتادم در بادیه پیمایی
  38. شمارهٔ ۳۸ امروز به عالم نبود اهل وفا را غیر از تو پناهی
  39. شمارهٔ ۳۹ هر که در غم صبر کرد ایوب می دانیم ما
  40. شمارهٔ ۴۰ مه من علم به عالم شده ای به دلربایی
  41. شمارهٔ ۴۱ مصفا سینه را چون مهر انور می توان کردن
  42. شمارهٔ ۴۲ ارباب جود را کف گوهرفشان نماند
  43. شمارهٔ ۴۳ نقاب از رخ برافگندی نمودی روی زیبا را
  44. شمارهٔ ۴۴ چون تاب به کلبه ام ای سیمتن درای
  45. شمارهٔ ۴۵ به بزم غیر تا سرو تو خود را جلوه گر کرده
  46. شمارهٔ ۴۶ عشق چون آمد به دل در سینه غم نامحرم است
  47. شمارهٔ ۴۷ سیر پرشور و چشم لاغر و پشت خمی دارم
  48. شمارهٔ ۴۸ به میدان آمدی و گوی و چوگان باختی رفتی
  49. شمارهٔ ۴۹ خوردی شراب ناب سرانجامیی تو رفت
  50. شمارهٔ ۵۰ شبی ای رشک یوسف بی تو از بیت الحزن رفتم
  51. شمارهٔ ۵۱ آب و تاب دوستی در سنبل موی تو نیست
  52. شمارهٔ ۵۲ شبی ز خانه برون با صد آرزو رفتم
  53. شمارهٔ ۵۳ قامت خم‌گشته را مرگ خبر می‌کند
  54. شمارهٔ ۵۴ بهار آمد بکش در باغ رخت کامرانی را
  55. شمارهٔ ۵۵ دیده را عمری به مردم آشنا کردم نشد
  56. شمارهٔ ۵۶ برده تیغ ابرویت آب از دم شمشیرها
  57. شمارهٔ ۵۷ اسیرم کرده جادویی جهان زو کافرستانی
  58. شمارهٔ ۵۸ عید شد آمد به رقص از جوش می دستارها
  59. شمارهٔ ۵۹ ای ستمگر ز کجا تازه و تر می آیی
  60. شمارهٔ ۶۰ ز گلشن می رسد رنگ حجاب آلوده بینیدش

متن اشعار به نقل از گنجور.