پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۴

بر سر کوی تو ای شوخ عسس بسیار است

آری آری به شکرزار مگس بسیار است

همچو من سوخته چشم تو کس بسیار است

نظر گرم تو با اهل هوس بسیار است

شعله را میل به آمیزش خس بسیار است

اهل دل را به جهان درد و الم بشناسد

بی ادب هر که شد ارباب کرم بشناسد

کیست تا گرگ ز آهوی حرم بشناسد

مرد باید که بد و نیک ز هم بشناسد

ورنه در زیر فلک ناکس و کس بسیار است

روزیم محنت و منزلگه من درد و غم است

مهربانی ز حریفان طلبیدن ستم است

زین سخن درد من سوخته هر صبحدم است

عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کم است

ور به ناخوش گذرد نیم نفس بسیار است

ای لبت باده پرست و نگهت باده فروش

پا به دامن کش و با غیر مکن جوش و خروش

شنو این پند من امروز اگر داری هوش

گل همین به بهر حرف نیندازد گوش

ورنه درد دل مرغان چمن بسیار است

سیدا سیر چمن ساز در ایام ربیع

چشم بگشای به نظاره گل های بدیع

چند گوئیم که ما را نشود یار مطیع

قابل فیض اسیر دل ما نیست رفیع

ورنه در خانه صیاد قفس بسیار است

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۶روزه محمل بست و دارم آه و افغان چون جرس
  2. شمارهٔ ۷دلا ز بزم حریفان چو غنچه پنهان باش
  3. شمارهٔ ۸تا مرا گوشه نشین کرد غم تنهایی
  4. شمارهٔ ۹مدتی بود ما را با تو دلگشائی هاست
  5. شمارهٔ ۱۰می وصل دادم از کف غم دردسر گرفتم
  6. شمارهٔ ۱۱فراق دوستان چون لاله داغم بر جگر دارد
  7. شمارهٔ ۱۲صبا را بر سر کویت توانایی چه می باشد
  8. شمارهٔ ۱۳رفت آن شوخ از نظر بر روی افگنده نقاب
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.