پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۱۰

می وصل دادم از کف غم دردسر گرفتم

تب هجر زد شبیخون ره چشم تر گرفتم

به دل شراره افشان قدر شرر گرفتم

همه تن ز آتش دل چو چنار در گرفتم

ز دلم خبری نداری ز دلت خبر گرفتم

به جهان نمانده هرگز قدری ز مهربانی

سر خود کشیدم آخر به دیار بی نشانی

به هوای شاهبازی ز کمال ناتوانی

پر و بال می نمودم چو تذرو بوستانی

تو به عشوه رخ نمودی کمی بال و پر گرفتم

سر خویش پیر کنعان به میان پیرهن زد

ز دو دیده اشک حسرت به چراغ انجمن زد

به هوای مصر یوسف کف پای بر وطن زد

دم واپسین زلیخا به همین ترانه تن زد

که به جذبه محبت پسر از پدر گرفتم

همه عمر طفل اشکم به دو دیده بود حاضر

دل خسته ام غم خود به کسی نکرد ظاهر

ز غم قد تو بودم به نهال سرو شاکر

ز دراز آرزویی من و دست کوته آخر

نه تو را به برکشیدم نه دل از تو برگرفتم

دل غیر کرده روشن به کرشمه تجلی

رخ سیدا ز غیرت شده آشنا به سیلی

منشین دگر چو مجنون به خیال وصل لیلی

به تلاش گوش منجر نشوی بدین تسلی

که ز فرقدان جوزا کله و کمر گرفتم

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۱۲صبا را بر سر کویت توانایی چه می باشد
  2. شمارهٔ ۱۳رفت آن شوخ از نظر بر روی افگنده نقاب
  3. شمارهٔ ۱۴دارم بتی که دارد از لب شراب بی غش
  4. شمارهٔ ۱۵رخ چو برگ گل و قد دلربا داری
  5. شمارهٔ ۱۶مرا در انتظارت خانه دل روشن است امشب
  6. شمارهٔ ۱۷تا لب لعل تو را شد آشنایی با شراب
  7. شمارهٔ ۱۸ای مه من خانه زین جلوه گاه خود مکن
  8. شمارهٔ ۱۹بستم از غیر چو یوسف دل هر جایی را
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.