پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۱۹

بستم از غیر چو یوسف دل هر جایی را

دادم از دست گریبان زلیخایی را

پاره کردم چو گل این جامه خودرایی را

تا ز غم چاک زدم جیب شکیبایی را

عشق بنمود به من کوچه رسوایی را

بس که چون سرو چمن در همه جا معتبری

چون پری در نظر اهل جهان جلوه گری

گه گل سرخ گهی لاله و گه نیلوفری

هر دم ای شاخ گل تازه به رنگ دگری

از که آموخته یی این همه رعنایی را

کنج ماتمکده از بزم حریفان خوشتر

از تماشای جهان گوشه زندان خوشتر

مرگ از صحبت این قوم پریشان خوشتر

زیر خاکم ز ملاقات رقیبان خوشتر

به جهانی ندهم گوشه تنهایی را

شب که نظاره خورشید جمالت کردم

مرغ دل در گرو دانه خالت کردم

سر خود خاک کف پای خیالت کردم

قدم از فرق به سودای وصالت کردم

از قدم فرق نکردم سر سودایی را

سیدا دست کش از زلف سمن سای دگر

چشم خود پوش ز رخساره زیبای دگر

سر خود فرش مکن زیر کف پای دگر

مشفقی از قدم یار مرو جای دگر

که قبولی نبود بنده هر جایی را

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۲۱اگر چو غنچه کف زر نگار داشتمی
  2. شمارهٔ ۲۲عقل و هوش زلفت را دسترس نمی داند
  3. شمارهٔ ۲۳تا سبزه به گلزار جمال تو دمیده
  4. شمارهٔ ۲۴غم مرا چون عود شبها جای در مجمر دهد
  5. شمارهٔ ۲۵شوخ من بی پرده در بازارها جولان مکن
  6. شمارهٔ ۲۶اشک حسرت تا کی ای گل در کنارم می کنی
  7. شمارهٔ ۲۷یوسف من پیرهن چاک از زلیخای کیئی
  8. شمارهٔ ۲۸ز خون بیگناهان قد شمشیرت دو تا باشد
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.