پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۲۳

تا سبزه به گلزار جمال تو دمیده

آراسته حسن تو به اوصاف حمیده

گویم به شب و روز من پشت خمیده

ای خال و خط زلف تو آرایش دیده

این دیده بسی دیده و مثل تو ندیده

ای دامن تو پاکتر است از دل معصوم

منشین به رقیبان سیه روی نفسی شوم

احوال خود امروز کنم پیش تو معلوم

در عشق تو مشهورم و از وصل تو محروم

گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

شوخی که منم فاخته سرو قد او

پیوسته چو طوطیست ادا فهم و سخنگو

هر لحظه مرا با نگه گرم ز هر سو

دنبال خودش می کشد آن نرگس جادو

فریاد از آن نرگس دنباله کشیده

بیرون چو رود شمع من از خانه فانوس

آیند چو پروانه حریفان پی پابوس

گیرم سر راه وی و گویم به صد افسوس

رفتن به چه ماند بر خرامیدن طاووس

دیدن به نگه کردن آهوی رمیده

شادم که چو سید فلک باز بخواند

مانند قدح بر در میخانه نشاند

بردن دلم از جا به صد افسون نتواند

واعظ سخن بوالعجبی می شنواند

خسرو به همین عمر نصیحت نشنیده

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۲۵شوخ من بی پرده در بازارها جولان مکن
  2. شمارهٔ ۲۶اشک حسرت تا کی ای گل در کنارم می کنی
  3. شمارهٔ ۲۷یوسف من پیرهن چاک از زلیخای کیئی
  4. شمارهٔ ۲۸ز خون بیگناهان قد شمشیرت دو تا باشد
  5. شمارهٔ ۲۹رفتم شبی به کویش با قامت خمیده
  6. شمارهٔ ۳۰ای گل امروز تو هم‌بزم حریفان شده‌ای
  7. شمارهٔ ۳۱ در تضمین از اشعار صائبچو غنچه تا به تبسم کشاده‌ای لب‌ها
  8. شمارهٔ ۳۲تا به می خوردن به گلشن آن گل رعنا نشست
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.