پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

مسمطات

شمارهٔ ۲۴

غم مرا چون عود شبها جای در مجمر دهد

پهلو از بی آب تابی پشت بر بستر دهد

اهل عالم را نشان از شورش محشر دهد

گر دلم از سینه آه آتشین را سر دهد

تا قیامت در جهان بر باد خاکستر دهد

ما و مجنون در حقیقت ناله یک پرده ایم

از عدم ما تحفه درد عشق را آورده ایم

در کنار دایه ما خود را به غم پرورده ایم

از ازل ما تلخ کامان خو به تلخی کرده ایم

زهر در کام دل ما لذت شکر دهد

در کمین شمشیر بر کف می رسد بدخواه ما

هست همچون سرو پا بر جا دل آگاه ما

آن کمان ابرو اگر باشد دمی همراه ما

تیغ کی گردد عدو پیش خدنگ آه ما

بر تنش هر مو اگر خاصیت خنجر دهد

می روم امروز تا میخانه را محشر کنم

شیشه و پیمانه را خاک سیه بر سر کنم

من نه آنم التجا بر ساقی و ساغر کنم

گر بمیرم کی لب همت به منت تر کنم

خضر اگر آب حیات از جام اسکندر دهد

سیدا دارم نگار نو خط شیرین سخن

چون طبیبان هست دایم بر سر بالین من

روز مرگ خود مبارکباد گویم بر بدن

گر تبار زلف او عرفی به دوزندم کفن

خاک من تا روز محشر نکهت عنبر دهد

ادامه‌ی مسمطات

  1. شمارهٔ ۲۶اشک حسرت تا کی ای گل در کنارم می کنی
  2. شمارهٔ ۲۷یوسف من پیرهن چاک از زلیخای کیئی
  3. شمارهٔ ۲۸ز خون بیگناهان قد شمشیرت دو تا باشد
  4. شمارهٔ ۲۹رفتم شبی به کویش با قامت خمیده
  5. شمارهٔ ۳۰ای گل امروز تو هم‌بزم حریفان شده‌ای
  6. شمارهٔ ۳۱ در تضمین از اشعار صائبچو غنچه تا به تبسم کشاده‌ای لب‌ها
  7. شمارهٔ ۳۲تا به می خوردن به گلشن آن گل رعنا نشست
  8. شمارهٔ ۳۳فگندی بر جگر آتش چو من بی خان و مانی را
همه‌ی مسمطات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.